X
تبلیغات
رایتل
ترانکها را دوست دارم!
ترانکهای دکتر غلامرضا کافی
نوشته شده در تاریخ 1387,11,25 توسط ترانه | نظرات (108)

جبران غیبت صغرایی که داشتم ۴ترانک از زیباترین و بی نظیرترین ترانکها رو تقدیم شما می کنم(هر۴تا رو با دقت بخونید)

 

نتیجه                                              امّل                             


جنگیدیم                                         اهالی سرزمین آفتاب 

تا راه باز شود                                   کشتگان متجاوزشان را پاس می دارند
دکمه ها باز شد                                کافی،شاعر درباری شهیدان  

                                                     

                          

                                            

 

باشو                                                                                  کیمیا
 
                                                      

باشو از شکوفه های گوجه می گوید        شیشه عطر خالی می شود    

من از سیم خاردار                                جانباز شیمیایی می میرد 

شاعر زمان خود باید بود                         من و تو زنده می مانیم

(باشو:بزرگترین هایکوسرای ژاپن)                                   سطل آشغال پر می شود    

 

دکتر غلامرضا کافی  

***نثار روح ربانی دایی شهیدم حجة الاسلام سید جعفر ذاکری صلواتی هدیه بفرمایید.

(برای آشنایی بیشتر با ایشان می توانید ادامه مطلب را مطالعه فرمایید) 

 

 شهید حجة الاسلام والمسلمین سید جعفر ذاکری 

  

 شهید حجة الاسلام والمسلمین سید جعفر ذاکری در سال ۱۳۳۶ در خانواده ای متدین و مذهبی در محله بازارچه ی حاجی زینل شیراز متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان نمونه بصیری (در خیابان قاآنی شیراز)به پایان رساند و دوره ی دبیرستان را در رشته ریاضی در مدرسه نمونه حاج قوام شیراز به اتمام رساند.ازمهم‌ترین وقایع دوران تحصیل او، می توان مبارزه با فرقه ضاله بهایی در دبیرستان و کمک به افراد محروم را نام برد. وی از همان عنفوان جوانی شخصی پرهیزگار و باخدا بود و چنان که در دفتر خاطرات شهید دیده می شود از سن 18سالگی و حتی زودتر از آن به مراقبه و محاسبه می پرداخت.شهید سیدجعفر در دوران ستم شاهی رژیم طاغوت که 16 سال سن داشت (سال1352)،با همکاری با مسجد عظیمی (واقع در خیابان منوچهری) فعالیت های سیاسی گسترده ای علیه این رژیم فاسد داشت.او علاقه ی وافری به شهید محراب حضرت آیة الله دستغیب داشت و در جلسات درس ایشان در حوزه علمیه ی شیراز شرکت می کرد.شهید ذاکری که تمام زندگیش را وقف به ثمر رساندن انقلاب می نمود از هیچ کوششی فروگذار نمی کرد و مطیع فرمان حضرت امام(قدس سره)بودو در سال 1357 که  در پادگان هوابرد شیراز مشغول به خدمت سربازی بود به دستور امام خمینی(ره) از سربازخانه فرار کرد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی با فرمان ایشان مبنی بر بازگشت سربازها به پادگان بازگشت.شهید سید جعفر فعالیت های فرهنگی خود را پس از انقلاب نیز ادامه داد و پایگاه مقاومت و مرکز فرهنگی مسجد عظیمی را تاسیس کردو به امامت جماعت مسجد حاج علیرضا(محله سر عدلو) منسوب شد .وی با برگزاری کلاس های قرآن جوانان و نوجوانان را به مسجد  این پایگاه الهی دعوت و جذب میکرد. 

 این فعالیت‌ها در سه زمینه خلاصه می شود :  

نخستین اقدام جدیت در ارتقاء سطح دانش دینی و تحصیل علوم حوزه بود.

دومین اقدام، فعال کردن مسجد عظیمی از نظر فرهنگی و انتقال معارف حیات‌بخش اسلامی به شیفتـگان و علاقه‌مـندان با همــکاری افــراد آگاه و دلسوز بود.

اقدام سوم مبارزه همه‌جانبه و پیگیر با عناصر ضد انقلاب و اعضاء گروهک‌های منحرف بود.

منافقین ضدخلق از کارهای آن شهید به ستوه آمدند و در نشریه ننگین خود او را سردسته چماقداران و مسجد عظیمی را پایگاه ارتجاع نامیدند. 

شهید سید جعفر ذاکری در27شهریور سال 1359 تشکیل خانواده داد و درست یک هفته بعد از ازدواج او جنگ تحمیلی آغاز شد وی با اشتیاقی وصف ناپذیر به سوی جبهه های جنگ شتافت و همراه با سه برادرش سیدعلی(متولد1334) و دو برادر کوچکش سید رسول(متولد1342) و سید مهدی(متولد1348) با گردان امام سجاد(عَ) شیراز به جبهه اعزام شد.و شهریور1360 خداوند به او دختری به نام زینب عطا فرمود.شهید سید جعفر از آغاز جنگ سال1359 تا شهادت 6 مرتبه به جبهه های جنگ رفت که آخرین سفرش در ۲۳تیر1361 روح روحانی او را به ملکوت اعلی برد. و خداوند  دو ماه پس از شهادتش پسری به نام محمدحسین به او عطا کرد که هیچ گاه پدرش را ندید.

از اخلاق او که زبان زد تمام دوستان و آشنایان آرامش و طمانینه ای بود که هیچ گاه از او گم نمی شد و هیچ گاه کسی او را در حالت خشم و غضب ندید.او بسیار مهربان و بی ریا و ساده پوش بود و برای پدر و مادر خود احترام فراوانی قائل بود و هیچ وقت آنان را از خود نرنجاند.

شهید سید جعفر ذاکری در 21رمضان سال 1361 در سن۲۴ سالگی درعملیات رمضان در منطقه ی جنگی کوشک دعوت حق را اجابت کرد و عاشقانه به محبوبش پیوست.

به امید اینکه روز جزا شفیع همه ی ما باشد.  

پیام شهید:

            سفارش می کنم همه را از اهل بیت تا دوستان و برادران دینی :

اول : به تقوا و عبادت و خلوص و تهذیب، کثرت ذکر مرگ و یاد آخرت.

دوم : به صبر و مقاومت در برابر مصائب و شدائد و ناکامی‌ها که همه تمحیص و امتحان است.

سوم : به حفاظت و حراست از جمهوری اسلامی ایران و بنیانگذارش رهبر عالیقدر حضرت امام خمینی اطال اکثر عمره الشریف تا سرحد جان و آخرین قطره خون زیرا که جمهوری اسلامی  همان اسلام و حکومت اسلامی است که رسول الله (ص) و علی (ع) و ائمه طاهرین برای تحقق آن زحمت‌ها کشیده وفداکاری کردند. جمهوری اسلامی ما وسیله اعتلای اسلام و پیاده کردن احکام اسلامی است که همه ما مسلمین در نگهبانی و تقویت آن باید مهیا باشیم،دفاع کنیم، شهید بشویم که این بــالاترین 

درجه انسانیت و مسلمانی است مساجد پایگاه توحید است، پایگاه مبارزه و محل تربیت است، توسط لمین نفوس‌، روحانیت جان برکف. محل انس مؤمنین،‌ محل تلألؤ نور خدا و ایاب وذهاب ملائکه. قدر بدانید که هر کس به جایی و سعادتی رسید از برکت روحانیت و مسجد است

            آی حسینی‌ها ! این حسین این کربلا ! امام شما می گوید ای کاش من در جبهه‌ها بودم، من دست و بازوان رزمندگان را می بوسم. قدر بدانید و از این دریای رحمت الهی در جبهه‌ها جرعه‌ای بنوشید.  

جبهه‌های جنگ را هم فراموش نکنید. حیف است کسی بمیرد و هر چند برای مدت کمی هم که شده جبهه را نبیند و در نبرد شرکت نکند. در هر سنی که هستید از طفل 13 ساله تا پیرمرد 70 ساله بروید تقویت ایمان کنید، خالص شوید، امتحان دهید، مقرب شوید، عاشق شوید، گم شده خود را بیابید. فریاد حسین زمان، فریاد هل من ناصر ینصرنی را پاسخ گویید. نگویید واجب کفایی است. مگرنه می‌گویی ای کاش با حسین در کربلا بودم و یاریش می کردم و شهید و رستگار می شدم؟

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

اسلایدر